معاون اول دولت اصلاحات در مصاحبه با نشریه اصلاحات شریف اعلام کرد: با بازنشستگی اساتید کاملا مخالفم
به مناسبت روز بزرگداشت مقام استاد، خدمت آقای دکتر عارف استاد برجسته برق کشور و معاون اول دولت اصلاحات رسیدیم تا بخشی ولو اندک از تجارب، دغدغه ها و خاطرات خود در حوزه دانشگاه را اعلام نماید.
به مناسبت روز بزرگداشت مقام استاد، خدمت آقای دکتر عارف استاد برجسته برق کشور و معاون اول دولت اصلاحات رسیدیم. نوشتهی حاضر مصاحبهای است که در 30 دقیقهای که به ما وقت دادند انجام شد. - ارزیابی شما از وضع شان و منزلت اساتید در حال حاضر چیست؟ وضع موجود چه قدر به وضع مطلوب نزدیک است؟ اگر مبنا را شعارهای مردم در ابتدای انقلاب بدانیم در همهی زمینهها با وضع مطلوب فاصله داریم و متاسفانه در بخش علمی این فاصله بیشتر است زیرا اولا انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده و ثانیا ما پیرو دینی هستیم که علم و عالم جایگاه ویژهای در آن دارند علاوه بر این ما استعداد ویژهای هم در این زمینه داریم بنابراین علم مزیت بالای ما بوده ولی متاسفانه نتوانستهایم از این مزیت به خوبی استفاده کنیم و نتیجهاش را هم میبینیم. عالم یا استاد که در تولید علم نقش بالایی دارد آن قرب و منزلت را در میان مسوولان و دست اندرکاران ندارند. مردم و دانشجویان - که مصرف کنندگان این علم هستند- واقعا قدرشناس هستند اما استاد نیازهایی دارد که دانشجو نمیتواند مرتفع کند. استاد ابزار کار برای تحقیق میخواهد، یک زندگی شرافتمندانه و معیشت حداقلی میخواهد و ما نتوانستهایم برای اساتیدمان فراهم کنیم و باعث شدهایم که اساتید در کنار کار اصلیشان که تولید و توزیع علم باشد، دغدغهی تامین مایحتاجشان چه برای کار و چه برای زندگی را هم داشته باشند. من بر این باورم که باید با اولویت مسایل این قشر را حل کنیم و حل مشکلات اساتید در رسیدن به اهدافی که دغدغهی اصلی نظام هم هست موثر باشد. - دلیل این بی توجهی چه بوده است؟ بخشی بی¬¬تجربگی و بخشی نگاه شعارگونه. یک نگاهی از ابتدای انقلاب وجود داشته و آن هم قد کردن و هم سطح کردن به خاطر برقراری عدالت اجتماعی است یعنی به جای این که دانشگاههای دیگر را به سطح دانشگاههای تراز اول کشور مانند صنعتی شریف برسانیم، چون نمیتوانیم؛ شریف را هم قد دانشگاههای دیگر میکنیم. این اشتباه را اوایل انقلاب دربارهی خیلی مدارس خوب و با کیفیت هم انجام دادیم و این نگاهی است که حقیقتا الان هم احساس میشود. یک مقدار باید فرهنگ حاکم بر نظام اداری اصلاح شود و واقعیت اختلاف در فضای علمی را بپذیریم، آن وقت جایگاه استاد را با کس دیگری مقایسه نمیکنیم. من معتقدم که زندگی آحاد مردم هم باید تامین شود اما در شرایطی که این امکان را نداریم باید اولویت بندی کرد و کسانی در اولویت قرار میگیرند که بتوانند تولید ثروت کنند و اساتید اگر به این دلیل که مغز را پرورش میدهند و تولید ثروت میکنند زندگیشان از همه جهت تامین باشد، میتوان به همهی مردم خدمات رساند. - ادامهی این روند فکر میکنید چه نتایجی در بر خواهد داشت؟ من به حل این مشکل خوش بین هستم. مقام معظم رهبری عموما در فرمایشاتشان به جایگاه علم و عالم توجه دارند و جایگاه اصلی و اولیه در سند چشم انداز هم تولید علم است و با صراحت در سند چشمانداز توسعه آمده است که باید از لحاظ تولید علم جایگاه اول را در منطقه داشته باشیم. اگر بخواهیم به این جا برسیم باید به استاد و عالم و به طور کلی معلم در همهی سطوح توجه کنیم، مسوولان باید این کار را به عنوان یک کار ارزشی و نه یک کار تبلیغی انجام دهند. اما متاسفانه روند معکوسی را در سالهای اخیر شاهد بودهایم. ممکن است مثلا بگویند که در تولید علم فلان آمار را داشتهایم اما باید توجه داشت که مقالهای که امروز تولید میشود حاصل دسترنج چندین سال است و هر کاری که امروز انجام شده نتیجهاش 5، 6 سال بعد معلوم میشود و من نگران هستم. اما مطمئنم که اگر به ارزشها تکلیفی که نسبت به مردم و جامعه داریم برگردیم این بخش جایگاه خود را پیدا خواهد کرد. - نظر شما راجع به بازنشستگی اساتید چیست؟ اساسا بازنشستگی برای مقام اساتید چه قدر معنادار هست؟ من کلا با بازنشستگی اساتید مخالفم و زمانی هم که رییس دانشگاه تهران بودم همین سیاست مطرح بود که مخالفت کردم و عمل نکردم. مگر این که استاد با میل خودش بخواهد که بازنشسته شود و تا وقتی که استاد احساس میکند که میتواند خدمت کند و دانشگاه احساس میکند که میتواند از استاد بهره برداری کند باید با خواهش و تقاضا و التماس اساتید را نگه داریم. اما اساتیدی که بازنشسته شدهاند عموما موافق نبودهاند و این جفا در حق علم و دانشگاه است که یک استاد برجسته و با سابقه را بازنشسته کنیم. اصلا مگر در علم و مخصوصا علم در اسلام بازنشستگی داریم؟ اتفاقا وقتی دانشمندان ما به سن بالا میرسند با تجربهای که پیدا میکنند میتوانند بهرهی زیادی داشته باشند. همین فرهنگ را باید در دانشگاه هم داشته باشیم. - هدف این طرح چه بوده است؟ هدف انشاءا... نیت و انگیزهی خیر بوده است. من واقعا دربارهی هدف این طرح توجیه نیستم اگر هدف میدان دادن به جوانترها بوده که از نظر پست هیات علمی مشکلی وجود ندارد که بگوییم عضو هیات علمی بالای 60 سال پستی را اشغال کرده است که باید آزاد کنیم و به جوانترها بدهیم. سیاست ما همیشه افزایش تعداد اعضای هیات علمی حتی بیش از نیاز دانشگاه بوده پس مشکل کرسی نیست. مشکل هزینه هم نمیتواند باشد چون استاد بازنسشته حقوق خود را دریافت میکند. اگر هدف میدان دادن به جوانترها بوده که با حذف قدیمیترها که نمیشود میدان را جوانها داد. جوان باید در کنار اساتید با تجربه قرار بگیرد و از آنها یاد بگیرد. کجا اساتید قدیمی مانع ورود جدیدترها شدهاند که میخواهید موانع را بردارید؟ امیدوارم که دراین سیاست تجدید نظر شود زیرا اساتید سرمایههای ما هستند. فرق دانشگاه¬هایی مانند شریف و تهران با دانشگاههای تازه ساخت و جایگاه این دانشگاهها به دلیل وجود اساتید با تجربهی آنها است. - از اساتید قدیمی خودتان کسی هست که روز استاد به دیدنشان بروید و تبریک بگویید؟ من همیشه خودم را مدیون اساتیدم میدانم و آنها همیشه در قلب من جایگاه خاصی داشتهاند و تا یکی دو سال قبل که معلم کلاس اولم زنده بود همیشه به سراغش میرفتم و واقعا هم با احترام مقابل ایشان میایستادم همین طور مدیر دبیرستانم که نسبت به ایشان احترام زیادی قائل بودم. اینها در شهرستان دور افتادهای در یزد واقعا با انگیزه و به خاطر رضای خدا و تعهدی که نسبت به مردمشان داشتند ما را پرورش دادند. آیا از دانشجویان شریف راضی هستید؟ دانشجویان ما خیلی خوب و با انگیزه هستند و اگر هم مشکلی هست از ماست که نمیتوانیم پاسخگوی درخواستهای معقول و منطقی آنها باشیم. من همیشه از سر کلاس رفتن احساس غرور میکردم و رفع خستگی هفتگی من در کلاسهای درس است. در این 30 سال هم که کار اجرایی کردهام حداقل یک درس ارایه کردهام و همیشه از انگیزه و حضور بچهها استفاده کردهام. - شما مدت زیادی هست که در دانشگاه تدریس میکنید. روند فعالیتهای علمی و دانشجویی را چه طور دیدهاید؟ فعالیتهای علمی خوب و قابل قبول است و با وجود مشکلاتی که برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی وجود دارند روند خوبی را در این زمینه شاهد هستیم و انگیزهی بچهها روز به روز بیشتر میشود. اما دانشجو در کنار مسوولیتهای علمی، مسوولیتهای اجتماعی هم دارد که من در این بخش نگران هستم یک فضای بی انگیزگی و بی تفاوتی در دانشگاه احساس میشود. دانشجویان باید احساس مسوولیت کنند اگر چه هزینه هم دارد. اگر بپذیریم که نسبت به جامعه مسوولیم و این که مدیران آینده هستیم باید مسوول باشیم. فضای اول انقلاب فضای خوبی بود. دانشجو بعد از 4 سال که از دانشگاه بیرون میرفت از لحاظ اجتماعی و سیاسی هم رشد کرده بود اما الان این شرایط نیست و این وضع خطرناک است. دولت هم باید با محبت با دانشجو برخورد کند و فعالیتهای دانشجو را مکمل فعالیتهای خود و نه مخل آن بداند. دانشجو به اقتضای سناش سوال میکند و حتی گاهی پرخاش میکند اما این سوال و این عصبانیت هم خود ارزش دارد. ما باید از موضع پدرانه و معلمانه با آنها برخورد کنیم و من احساس میکنم که این فضا الان مشکل دارد. - خاطرهای از دانشجویانتان دارید؟ همهی عمر طولانی من خاطره است اما بد نیست که این خاطره را این جا بگویم. سال 63 اولین ترمی بود که در این دانشگاه تدریس میکردم و رسم هست که ترم اول استاد فقط یک درس ارایه کند. قرار شد من درس مخابراتII را در 2 گروه ارایه کنم. شب قبل از شروع کلاسها دکتر نحوی که قرار بود مدار 2 را ارایه کنند هم خبر دادند که آمریکا هستند و نمیآیند. رییس دانشکده گفتند که این درس را هم من ارایه کنم. یعنی اولین فعالیت آموزشی من در دانشگاه بعد از چند سال کار اجرایی سنگین که کرده بودم ارایه 2 گروه مخابراتII و 2 گروه مدارII بود. تختهی کلاسها گچی بود و من هم زیاد روی تخته مینوشتم، گچها هم گچهای فراشی و مدرسهای بود. یک روز یکی از دانشجویان من که الان از دوستان من و از مدیران موفق هم هست یک جعبه گچ پلیکان گرفت و آورد که شما از این استفاده کنید و من هیچ وقت از آن گچ استفاده نکردم و هنوز آن جعبه را در خانه نگه داشتهام و برایم خیلی ارزشمند بود که دانشجو آن قدر قدر استادش را بداند. روزنامه اصلاحات شریف/اردییهشت 1388
به مناسبت روز بزرگداشت مقام استاد، خدمت آقای دکتر عارف استاد برجسته برق کشور و معاون اول دولت اصلاحات رسیدیم. نوشتهی حاضر مصاحبهای است که در 30 دقیقهای که به ما وقت دادند انجام شد. - ارزیابی شما از وضع شان و منزلت اساتید در حال حاضر چیست؟ وضع موجود چه قدر به وضع مطلوب نزدیک است؟ اگر مبنا را شعارهای مردم در ابتدای انقلاب بدانیم در همهی زمینهها با وضع مطلوب فاصله داریم و متاسفانه در بخش علمی این فاصله بیشتر است زیرا اولا انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده و ثانیا ما پیرو دینی هستیم که علم و عالم جایگاه ویژهای در آن دارند علاوه بر این ما استعداد ویژهای هم در این زمینه داریم بنابراین علم مزیت بالای ما بوده ولی متاسفانه نتوانستهایم از این مزیت به خوبی استفاده کنیم و نتیجهاش را هم میبینیم. عالم یا استاد که در تولید علم نقش بالایی دارد آن قرب و منزلت را در میان مسوولان و دست اندرکاران ندارند. مردم و دانشجویان - که مصرف کنندگان این علم هستند- واقعا قدرشناس هستند اما استاد نیازهایی دارد که دانشجو نمیتواند مرتفع کند. استاد ابزار کار برای تحقیق میخواهد، یک زندگی شرافتمندانه و معیشت حداقلی میخواهد و ما نتوانستهایم برای اساتیدمان فراهم کنیم و باعث شدهایم که اساتید در کنار کار اصلیشان که تولید و توزیع علم باشد، دغدغهی تامین مایحتاجشان چه برای کار و چه برای زندگی را هم داشته باشند. من بر این باورم که باید با اولویت مسایل این قشر را حل کنیم و حل مشکلات اساتید در رسیدن به اهدافی که دغدغهی اصلی نظام هم هست موثر باشد. - دلیل این بی توجهی چه بوده است؟ بخشی بی¬¬تجربگی و بخشی نگاه شعارگونه. یک نگاهی از ابتدای انقلاب وجود داشته و آن هم قد کردن و هم سطح کردن به خاطر برقراری عدالت اجتماعی است یعنی به جای این که دانشگاههای دیگر را به سطح دانشگاههای تراز اول کشور مانند صنعتی شریف برسانیم، چون نمیتوانیم؛ شریف را هم قد دانشگاههای دیگر میکنیم. این اشتباه را اوایل انقلاب دربارهی خیلی مدارس خوب و با کیفیت هم انجام دادیم و این نگاهی است که حقیقتا الان هم احساس میشود. یک مقدار باید فرهنگ حاکم بر نظام اداری اصلاح شود و واقعیت اختلاف در فضای علمی را بپذیریم، آن وقت جایگاه استاد را با کس دیگری مقایسه نمیکنیم. من معتقدم که زندگی آحاد مردم هم باید تامین شود اما در شرایطی که این امکان را نداریم باید اولویت بندی کرد و کسانی در اولویت قرار میگیرند که بتوانند تولید ثروت کنند و اساتید اگر به این دلیل که مغز را پرورش میدهند و تولید ثروت میکنند زندگیشان از همه جهت تامین باشد، میتوان به همهی مردم خدمات رساند. - ادامهی این روند فکر میکنید چه نتایجی در بر خواهد داشت؟ من به حل این مشکل خوش بین هستم. مقام معظم رهبری عموما در فرمایشاتشان به جایگاه علم و عالم توجه دارند و جایگاه اصلی و اولیه در سند چشم انداز هم تولید علم است و با صراحت در سند چشمانداز توسعه آمده است که باید از لحاظ تولید علم جایگاه اول را در منطقه داشته باشیم. اگر بخواهیم به این جا برسیم باید به استاد و عالم و به طور کلی معلم در همهی سطوح توجه کنیم، مسوولان باید این کار را به عنوان یک کار ارزشی و نه یک کار تبلیغی انجام دهند. اما متاسفانه روند معکوسی را در سالهای اخیر شاهد بودهایم. ممکن است مثلا بگویند که در تولید علم فلان آمار را داشتهایم اما باید توجه داشت که مقالهای که امروز تولید میشود حاصل دسترنج چندین سال است و هر کاری که امروز انجام شده نتیجهاش 5، 6 سال بعد معلوم میشود و من نگران هستم. اما مطمئنم که اگر به ارزشها تکلیفی که نسبت به مردم و جامعه داریم برگردیم این بخش جایگاه خود را پیدا خواهد کرد. - نظر شما راجع به بازنشستگی اساتید چیست؟ اساسا بازنشستگی برای مقام اساتید چه قدر معنادار هست؟ من کلا با بازنشستگی اساتید مخالفم و زمانی هم که رییس دانشگاه تهران بودم همین سیاست مطرح بود که مخالفت کردم و عمل نکردم. مگر این که استاد با میل خودش بخواهد که بازنشسته شود و تا وقتی که استاد احساس میکند که میتواند خدمت کند و دانشگاه احساس میکند که میتواند از استاد بهره برداری کند باید با خواهش و تقاضا و التماس اساتید را نگه داریم. اما اساتیدی که بازنشسته شدهاند عموما موافق نبودهاند و این جفا در حق علم و دانشگاه است که یک استاد برجسته و با سابقه را بازنشسته کنیم. اصلا مگر در علم و مخصوصا علم در اسلام بازنشستگی داریم؟ اتفاقا وقتی دانشمندان ما به سن بالا میرسند با تجربهای که پیدا میکنند میتوانند بهرهی زیادی داشته باشند. همین فرهنگ را باید در دانشگاه هم داشته باشیم. - هدف این طرح چه بوده است؟ هدف انشاءا... نیت و انگیزهی خیر بوده است. من واقعا دربارهی هدف این طرح توجیه نیستم اگر هدف میدان دادن به جوانترها بوده که از نظر پست هیات علمی مشکلی وجود ندارد که بگوییم عضو هیات علمی بالای 60 سال پستی را اشغال کرده است که باید آزاد کنیم و به جوانترها بدهیم. سیاست ما همیشه افزایش تعداد اعضای هیات علمی حتی بیش از نیاز دانشگاه بوده پس مشکل کرسی نیست. مشکل هزینه هم نمیتواند باشد چون استاد بازنسشته حقوق خود را دریافت میکند. اگر هدف میدان دادن به جوانترها بوده که با حذف قدیمیترها که نمیشود میدان را جوانها داد. جوان باید در کنار اساتید با تجربه قرار بگیرد و از آنها یاد بگیرد. کجا اساتید قدیمی مانع ورود جدیدترها شدهاند که میخواهید موانع را بردارید؟ امیدوارم که دراین سیاست تجدید نظر شود زیرا اساتید سرمایههای ما هستند. فرق دانشگاه¬هایی مانند شریف و تهران با دانشگاههای تازه ساخت و جایگاه این دانشگاهها به دلیل وجود اساتید با تجربهی آنها است. - از اساتید قدیمی خودتان کسی هست که روز استاد به دیدنشان بروید و تبریک بگویید؟ من همیشه خودم را مدیون اساتیدم میدانم و آنها همیشه در قلب من جایگاه خاصی داشتهاند و تا یکی دو سال قبل که معلم کلاس اولم زنده بود همیشه به سراغش میرفتم و واقعا هم با احترام مقابل ایشان میایستادم همین طور مدیر دبیرستانم که نسبت به ایشان احترام زیادی قائل بودم. اینها در شهرستان دور افتادهای در یزد واقعا با انگیزه و به خاطر رضای خدا و تعهدی که نسبت به مردمشان داشتند ما را پرورش دادند. آیا از دانشجویان شریف راضی هستید؟ دانشجویان ما خیلی خوب و با انگیزه هستند و اگر هم مشکلی هست از ماست که نمیتوانیم پاسخگوی درخواستهای معقول و منطقی آنها باشیم. من همیشه از سر کلاس رفتن احساس غرور میکردم و رفع خستگی هفتگی من در کلاسهای درس است. در این 30 سال هم که کار اجرایی کردهام حداقل یک درس ارایه کردهام و همیشه از انگیزه و حضور بچهها استفاده کردهام. - شما مدت زیادی هست که در دانشگاه تدریس میکنید. روند فعالیتهای علمی و دانشجویی را چه طور دیدهاید؟ فعالیتهای علمی خوب و قابل قبول است و با وجود مشکلاتی که برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی وجود دارند روند خوبی را در این زمینه شاهد هستیم و انگیزهی بچهها روز به روز بیشتر میشود. اما دانشجو در کنار مسوولیتهای علمی، مسوولیتهای اجتماعی هم دارد که من در این بخش نگران هستم یک فضای بی انگیزگی و بی تفاوتی در دانشگاه احساس میشود. دانشجویان باید احساس مسوولیت کنند اگر چه هزینه هم دارد. اگر بپذیریم که نسبت به جامعه مسوولیم و این که مدیران آینده هستیم باید مسوول باشیم. فضای اول انقلاب فضای خوبی بود. دانشجو بعد از 4 سال که از دانشگاه بیرون میرفت از لحاظ اجتماعی و سیاسی هم رشد کرده بود اما الان این شرایط نیست و این وضع خطرناک است. دولت هم باید با محبت با دانشجو برخورد کند و فعالیتهای دانشجو را مکمل فعالیتهای خود و نه مخل آن بداند. دانشجو به اقتضای سناش سوال میکند و حتی گاهی پرخاش میکند اما این سوال و این عصبانیت هم خود ارزش دارد. ما باید از موضع پدرانه و معلمانه با آنها برخورد کنیم و من احساس میکنم که این فضا الان مشکل دارد. - خاطرهای از دانشجویانتان دارید؟ همهی عمر طولانی من خاطره است اما بد نیست که این خاطره را این جا بگویم. سال 63 اولین ترمی بود که در این دانشگاه تدریس میکردم و رسم هست که ترم اول استاد فقط یک درس ارایه کند. قرار شد من درس مخابراتII را در 2 گروه ارایه کنم. شب قبل از شروع کلاسها دکتر نحوی که قرار بود مدار 2 را ارایه کنند هم خبر دادند که آمریکا هستند و نمیآیند. رییس دانشکده گفتند که این درس را هم من ارایه کنم. یعنی اولین فعالیت آموزشی من در دانشگاه بعد از چند سال کار اجرایی سنگین که کرده بودم ارایه 2 گروه مخابراتII و 2 گروه مدارII بود. تختهی کلاسها گچی بود و من هم زیاد روی تخته مینوشتم، گچها هم گچهای فراشی و مدرسهای بود. یک روز یکی از دانشجویان من که الان از دوستان من و از مدیران موفق هم هست یک جعبه گچ پلیکان گرفت و آورد که شما از این استفاده کنید و من هیچ وقت از آن گچ استفاده نکردم و هنوز آن جعبه را در خانه نگه داشتهام و برایم خیلی ارزشمند بود که دانشجو آن قدر قدر استادش را بداند. روزنامه اصلاحات شریف/اردییهشت 1388
۳۰ / ارديبهشت / ۱۳۸۸

